الحاج محمد كريمخان الكرماني ( مترجم : ابراهيمى )
496
دقائق العلاج ( فارسي )
كم مىشود و كمى رطوبت همانطور كه ديديم تب مىآورد . گاه تب به علت درد و ورم است زيرا در اين حال حرارت غريزى بيك نقطه روى مىآورد و رطوبتها را با خود به آنجا مىكشاند و تبخير مىكند و پخش بخار در بدن ايجاد تب مىكند . غذاهاى گرم نيز در اثر حرارتشان كه ايجاد گرما مىكند تب مىآورند و اين نوع نيز ممكن است به دگرگونى خلطها بيانجامد . پس از غش نيز تب مىآيد زيرا همينكه روح از ظاهر بدن روگردان شود ظاهر بدن سرد و مرطوب مىگردد و همينكه روح دوباره به ظاهر برگردد حرارت در اين رطوبتها اثر مىگذارد و آن را تبخير مىكند همچنين مستى و خواب زياد سبب تب مىشود . اما از سببهاى خارجى مىتوان از آفتابزدگى نام برد زيرا آفتاب رطوبتهاى زير پوست را بخار و يا خشك مىكند و حرارت در خشكى اثر مىگذارد و همچنين آتش و حمام گرم سبب تب مىشوند . اما سرما نيز مسامات را مىبندد و در نتيجه حرارت جمع مىشود و در رطوبتهاى داخلى اثر مىگذارد همانطور كه در زمستان آبهاى زيرزمينى بخار مىشود . [ فصل - گاهى پيدايش تب از سببهاى حيوانى است ] گاهى سبب تب از سببهاى حيوانى است زيرا در آن هنگام كه روح حالتى طبيعى دارد بهر نقطه بدن به همان اندازه كه بايد و شايد توجه مىكند و آن نقطه هم در حال طبيعى است اما اگر توجه روح كم و يا زياد شود از اعتدال لازم بيرون مىرود و ديگر آنچه كه براى آن آفريده شده از او ساخته نيست بنا بر اين اگر چيزى عارض روح شود كه آن را از توجه باندامها بازبدارد سبب پيدايش فساد آنها است ، كه از آن جمله خشم است زيرا در آن حال روح متوجه خارج مىگردد و خون كه مركب آن است نيز بهمراهش مىرود و از همين روى پوست قرمز مىگردد و حرارتش بالا مىرود و باد مىكند و اين حرارت در